پس زمینه پارالاکس

Psychology Of Persuasion

ترس از لولو
دی ۱۷, ۱۳۹۶
kennedy و حجاب اجباری
اسفند ۱۲, ۱۳۹۶

Psychology Of Persuation


خیلی دوست داشتم با این موضوع آشنا بشین. شایدم آشنا باشین؟ این جمله ها براتون آشناست.

  • دیجی کوفت های شما بعد دو ماه منقضی میشن.
  • تخفیف روز برفی فقط برای امروز
  • پر فروش ترین ها
چرا اینا رو اینجوری میگن؟ تا حالا بهش فکر کردین؟ تقریباً یکی دو سال قبل بود که مجموعه مصاحبه ای از تونی رابینز در مورد دکل های موضوعات مختلف رو که حدود سال های دهه ی 90 ضبط شده بود گوش میکردم. فوق العاده است. اصلا این آدم رو خدا یه جوری دیگه آفریده. انرژی خودش و اونایی که باهاش مصاحبه میکرد از تو صداشون میزنه تو مخ. چه آدمایی واقعاً. یکی از اینها داکتر رابرت چیالدینی بود Dr. Robert Cialdini. یه چیزی شناس مثلا روانشناس یا جامعه شناس. کار به خصوص این آقا تحقیق در مورد اینه که چطور میشه ملت رو "مَخمَلی" کرد یا متقاعد کرد که کاری که "شما می خواین رو با میل خودشون (!!!!!)" انجام بدن. بله به همین صراحت. من تو اکثر آموزش هایی که راجع به مارکتینگ یا ادورتایزینگ دیدم، اصولی که داکتر چیالدینی معرفی کرده رو تدریس میکنن. نه برای پیشرفت بشریت بلکه برای کنترل شما و بنده. بله عزیزم. حالا چه اصولی؟ دونه دونه بخونید و حالشو ببرین که چه بلایی داره سرتون میاد و نمیدونین.

  • Reciprocity
جبران کردن. یه مثال بامزش رو تو فیلم House Of Games دیدم. یه کلاهبردار اومد تو یه دفتر تلگرام و منتظر موند. دیدش یه سربازی اومد و از باجه دار سوال کرد که حواله ی بانکی تلگرامی براش اومده یا نه.کار سربازه یکم طول کشید. سریع رفت به سربازه گفت که میخوای من بهت پول قرض بدم. اصلا مهم نیست کی بهم بر میگردونی. شما افتخار ما هستین و من دوست دارم بهت کمک کنم. سربازه گفت نه متشکر، الان حوالم وصول میشه. خلاصه بعد 4 و 5 دقیقه سرباز رو صدا کردن برای اینکه پولش رو بگیره. تو همین حین طرف اومد پشت باجه و گفت آقا این حواله ی من به اسم هوشنگ(امریکا هم هوشنگ داره. شک نکنید!) نیومد؟ باجه دار گفت نه. یکهو شروع کرد ادای مضطرب ها رو در آوردن و الکی زاری کردن. سربازه که پولش رو گرفته بود اومد گفت بیا حواله ی من رسید. میخوای بهت قرض بدم؟ کلاهبرداره هم پول سربازه بد بخت رو گرفت و زد به چاک. چرا انقدر راحت؟ جون سرباز رو مدیون خودش کرده بود. بله. فکر کنید. اون سرباز "نمی تونست" جبران نکنه. بسیار عجیبه. بسیار عجیب. حالا حساب کنید من فروشنده با این اصل چه بلایی میتونم سرتون بیارم. میتونم جایی که اصلا شما انتظارشو ندارین مدیونتون کنم و شما چاره ای ندارین جز اینکه "جبران کنین". دست خودتون نیست. یه مثال از خودمون. همیشه از یه فلافلی خاص خرید میکنین و اون همیشه خوش برخورد و دوست داشتنی کارتون رو انجام میده. وقتی یکی دیگه باز میشه شما نمیدونید از کجا ولی حس میکنید "باید قبلی رو با خرید خودتون حمایت کنید". چون اون علاوه بر فروش جنسش با شما خوش رفتاری هم کرده. که میتونست نکنه. هرچند خوش رفتاریش برای بیزنس خودش بوده.

  • Commitment and Consistency
رفتار طبق منِ درون
هر کسی یه شخصیتی و یه تصویری از خودش می بینه که در نتیجه همه ی رفتار های بیرونیش از روی اون "من" ساخته میشه. مثلا خانم پیر 80 ساله میگه من "شلوار جین آبی آسمونی" نمی پوشم. چون به من نمیخوره. یا من باید سیبیله یه متری داشته باشم. وقتی که من اون تصویر درونتون رو بشناسم کار شما تمومه. چطور؟ چون شما ذاتاً مجبورین اون تصویری که از خودتون دارین رو در بیرون پیاده کنین. دست خودتون نیست. مثلا تو یه سایت خرید لباس میرن. یه بنر زده نوشته " استایل خودت رو بساز". برای رضای خدا زده البته و کمی هم فروش خودش. این جمله صاف مغز منو شما رو نشونه گرفته. منتها اشتباه نکنید. هر کسی تو "دام خودش" میوفته. این جمله کسایی رو "تور میکنه" که منِ درونشون رو خلاق و پر ظهور در بیرون و لیدر و ... میبینن. وقتی این رو میخونن یکهو یه قفلی میزنن. یه خاموش و روشن subconcious و آماده میشن برای خرید. بله. زمینه آماده میشه برای اینکه خرید کنن از سایت محترم هوشنگ استایل. منتها این جمله مثلاً روی من اثر نداره. من خودم رو یه جور دیگه می بینم. مثلا خیلی نابغه ی متواضع نا شناس و دوست داشتنی. دوست ندارم از بقیه متمایز باشم. پس تو این یکی دام نمیوفتم. تو اون یکی میوفتم. همون کناریش. بعضی وقت ها فقط تصویری رو نشون میدن که از این اصل استفاده شده. دیگه بسته به ذوق و استعداد "گوش مَخمَلی کُن محترم" داره. هوش بالای برای فهمش و هنر بالا برای پیاده سازیش داره.

  • Social Proof
این یکی شاید پر استقاده ترینش باشه. چون فهمش برای "مَخمَلی کُن" ها راحت تره. فکر میکنم. شما جایی رو تو خیابون و مترو و تلویزیون و هر جایی که بهش "جا" گفته میشه نمی بینین که این اصلا توش نباشه. سوشال پروف "چه میکنه". معنیش اینه که چون ملت یه کاری رو میکنن یا در مورد کوفتی چه نظری دارن شما هم "متقاعد" میشی یا دست کم "داری میری" که همون کار رو انجام بدی یا همون نظر رو داشته باشی. بسیار قدرتمنده. خواهش میکنم یکم خودتون رو آموزش بدین. مثل من نابغه و علامه دهر که مسلماً نمیشین ولی باز حداقل کمتر از اینا صدمه می بینین. به مثال هاش توجه کنید.
پر فروش ترین ها
یعنی بقیه خریدن و شما میتونی اطمینان کنی
پر بازدید ترین ها
خیلیا بهش علاقمند بودن
سایت دیجی کوفت مسابقه بر گزار میکند! راجع به کالاها نظر بدین و جایزه بگیرین. یعنی یه تُن سوشال پرووف تزریق کنید تو سایت ما که خوب بفروشیم. چنتا هویج هم به شما جایزه میدیم.
یه آگهی نزدیک ایستگاه مترو زده بود "با گوشت عکس بگیرید جایزه ببرین!"
یا عکس دسته جمعی قبولی های کنکور 1789 سراسری موسسه ی خودکار چی یعنی اینا اعتماد کردن قبول شدن شما هم بیاین.

  • Authority
وقتی کسی رو در موردی صاحب نظر میدونیم احتمال مخملی شدن بالاتره. ببیندگان عزیر آقای هوشنگ ماش میر مورانی متخصص قلب از MIT حالا کسی نیست که بگه اون دانشگاه مهندسیه چه ربطی به قلب داره. ولی اینجور القا میکنن که اون authority داره پس ما مخملی میشیم. این بیشتر تو رسانه های "مَخمَل جمعی" استفاده میشه. خیلی بسیار.

  • Liking

این یکم از طعم سوشال پرووف داره. ولی متفاوته. عکسی میتونه مخملیتون کنه که شما ازش خوشتون میاد. مثلاً یه مخمل کن یه فرد مشهور ورزش یا سینما رو میاره میگذاره روی کود حیوانیش. خوب میفروشه. چون مردم اون یارو رو دوست دارن پس کود حیوانی اون مارک رو بیشتر میخرن.

  • Scarcity
قهرمان بلامنازع مخملی کن ها. نابود میکنه "کم یابی". جز روح آزاد از این آزاد نیست. همه رو "تور میکنه". القا کم یابی یا نایابی همه رو تقریبا مخملی می کنه.
دیجی کوفت ها بعد دو ماه منقضی میشن
کد تخفیف کوفت استایل تا فقط همین جمعه
تعداد محدود
ظرفیت محدود
ثبت نام تنها تا 12 بهمن کلاً هرچی که القا کم یابی کنه بسیار موثره. بسیار بسیار بسیار.


آخیش خیالم راحت شد. خیلی دوست داشتم اینارو براتون بگم. اما نکنه که از این اصول میشه برای تغییر رفتار هایی که دوست داریم تغییر کنن استفاده کرد؟ آیا "خود مَخمَل سازی" امکان پذیره؟


حاشیه بزن

avatar