پس زمینه پارالاکس

شدنی

دام داری یا دامداری
اسفند ۲۵, ۱۳۹۶
زیبایی
خرداد ۱۰, ۱۳۹۷

شدنی


یه سوالی دایم تو ذهن من میچرخه که خیلی ور رفتن باهاش لذت داره. اونم اینه. چی میشه کسی کاری رو انجام میده؟ فارسیش میشه یه چیزی تو این مایه ها. شما یه روز صبح از خواب پا میشی عاشق زبون گواتمالیایی میشی. بعد انقدر تمرین میکنی تا رئیس فرهنگستان زبان و ادب گواتمالا میشی. چرا؟ چی میشه تو مخ محترم؟ انفجار اتمی؟ اینجاست که داستان علمی تخیلی هیولایی میشه. مسلماً شاخ همه ی "انسان شناس ها" تونی رابینزه. Tony Robbins. یه مصاحبه ای داره با John reece کسی که برای اولین بار در تاریخ "بشریت" در یک روز 1 میلیون دلار از طریق اینترنت درآمد داشته، که نابود میکنه بیننده رو. داستان موفقیت این آدم واقعاً جالبه. نکته ای که من فکر میکنم اصل تمام موفقیتشه اینه که جان جون موفق شدن رو یا پول در آوردن رو از اون مسیر خاص "شدنی" میدونسته. اصلا دیگه هیچ حرف دیگه ای لازم نیست. یعنی به محض اینکه فکر میکنی فلان کار شدنیه و من میتونم انجام بدم و این نتایج رو خواهد داشت، "بوم" شما رفتی دنبالش. به قید هاش توجه کنید. یک اینکه شدنیه. دو اینکه من هم میتونم انجام بدم. سه اینکه این نتایج رو برام خواهد داشت. حالا هر نتایج خواستنی که طرف دوسش داره. مثلا شما مشکل اعتیاد به نوازش گربه داری. برای ترکش کافیه ببینی چنگیز که عاشق گربه ها بوده ترک کرده و الان گربه نداره. دوم در درون خودت ببینی که تو هم مثل چنگیز هستی و همون اتفاق در مورد تو هم میتونه بیوفته. سوم اینکه بعد ترک مثلا دیگه اتاقت بو گربه نمیده یا موی گربه تو کیفت پر نیست. شاید بیشتر ما ها تو مورد دوم یکم میریم تو دست انداز. مثلا بابای چنگیز مرده شوره طرف باباش مهندس ارشد ناساست. پیش خودش این تحلیل رو داره که اگه بابای منم مرده شور بود "ترک اعتیاد به گربه" برای منم شدنی بود. یا بابای چنگیز خلبان فرغونه اگه بابای منم خلبان گاری بود جای اینکه کارخونه ی سامسونگ رو داشت منم میتونستم. این قسمتش جای توضیح زیاد داره سعی میکنم خیلی لفتش ندم و زودی یه ابزار نشونتون بدم تا از اینم رد بشین. فعلاً غرق نشین توش. نکته ی اصلی این شدنی بودنه.
با شور زندگی کن


حاشیه بزن

avatar